مغفول ماندن بسیاری از نقش‌های زنان در جنگ‌های تحمیلی اخیر | رسانه ها، پیگیر بازنمایی هویت واقعی زن ایرانی را باشند بانوی ملی‌پوش تیراندازی ایران: همه تیراندازان حاضر در فینال حرفه‌ای هستند آیا جمله «با خودش زندگی می‌کنم نه خانواده‌اش»، تفکر درستی است؟ خانه‌داری| با چند روش ساده، آشپزخانه را ایمن کنیم آغاز دومین مرحله از اردوی آماده‌سازی تیم ملی بانوان پارادوومیدانی از دوشنبه (۵ مرداد ماه ۱۴۰۵) وقتی ماندن در تولید سخت‌تر از شروع آن است| ایجاد یک کسب و کار و اشتغال برای بانوان شهر توسط یک بانوی لرستانی آغاز شمارش معکوس خاتون برای سومین ماجراجویی قاره‌ای گروه‌های مردمی جهادی پای کار ترویج فرزندآوری آمدند تهدید صمیمیت خانواده با استفاده افراطی از فضای مجازی نائب قهرمانی خراسان رضوی در مسابقات کاتای قهرمانی بانوان کشور ویدیو| روایت تکان‌دهنده امدادگر از دق کردنِ دختر سه ساله دکتر جمیله علم‌الهدی: حفظ وحدت انتظار امروز شهید رییسی از همه است پیکر مادر شهیدان داروغه در کاشان تشییع و خاکسپاری شد آمریکا پنج قلوهای معروف یزدی را یتیم کرد | روایت همسر و دختر شهید از روز حادثه + فیلم بررسی جایگاه نهاد خانواده در دیدگاه رهبر شهید انقلاب| مادر نخستین معلم جامعه است کسب مدال برنز توسط بانوی ایرانی در جام‌جهانی تیراندازی در هانگژو چین آموزش قرآن؛ محور اصلی فعالیت های شاگرد زرنگ مکتب ملا نازنین‌بیگم | خانه‌ای که بوی گلاب و اسپند می‌دهد
سرخط خبرها
معرفی چند رمان نوجوان با محوریت دختران| وقتی از واقعیت به دنیای کتاب‌ها و کلمات سفر می‌کنیم

معرفی چند رمان نوجوان با محوریت دختران| وقتی از واقعیت به دنیای کتاب‌ها و کلمات سفر می‌کنیم

  • کد خبر: ۴۰۸۰۷۷
  • ۳۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۸:۵۸
امروز روز دخترهاست؛ حتی دختر‌هایی که از دنیای واقعی کوچ کرده‌اند به دنیای کتاب‌ها و کلمات.

به گزارش شهرآرانیوز؛ امروز روز دخترهاست؛ حتی دختر‌هایی که از دنیای واقعی کوچ کرده‌اند به دنیای کتاب‌ها و کلمات.

این منطقه زندگی می‌کردند. اما حالا فقط حدود سی چهل تا ازشان مانده بود و آن هم توی سایت سازمان. کمی دورتر وسط جاده ایستاده بود. کله‌اش به طرف من بود. نور ماه توی چشم‌هایش برق می‌زد. انگار یک آشنا را دیده باشم، دیگر نمی‌لرزیدم. دلم شور نمی‌زد.

رمان نوجوان «آساره و ماغ‌ماه» به قلم حمید اباذری در ۱۱۲ صفحه به کوشش انتشارات محراب قلم منتشر شده است.

کتاب «آخرین مسابقه»

این رمان نوجوان ما را به دوران امام رضا (ع) می‌برد که شاید مطالعه‌اش در این روز‌ها که در دهه کرامت قرار گرفته‌ایم، خالی از لطف و آگاهی نباشد. داستان این کتاب درباره تلما است و ماجرا‌ها با او آغاز می‌شود. او کنیزی در قصر هارون‌الرشید، خلیفه عباسی است. تلما، مهارتی بی‌نظیر در تیراندازی دارد؛ اما این استعداد نه‌تنها او را از بند اسارت رها نمی‌کند، بلکه او را وارد مسابقه‌ای سرنوشت‌ساز می‌کند که آینده‌اش را به‌طور کامل دگرگون خواهد کرد.

«آخرین مسابقه» را عطیه‌سادات صالحیان نوشته است. این اثر، روایتی پرکشش از تاریخ و درامی ماجراجویانه است که مفاهیمی همچون عدالت، آزادی و انسانیت را در دل داستانی خواندنی به نوجوانان معرفی می‌کند.

در بخشی از متن کتاب «آخرین مسابقه» می‌خوانیم:

تیر را بین انگشتان خود جا داد و با تمام قدرت زه را کشید؛ آن‌قدر کشید که انتهای تیر به کنار گوشش رسید. یک چشم را بست و با چشم دیگر هدف را نگاه کرد. چیزی جز سیب قرمز را نمی‌دید. همه‌چیز برایش تاریک بود و فقط سیب روی سر آدمک به چشمش روشن می‌آمد.

«پرتاب!»

تیر‌ها رها شد و تلما ناخودآگاه چشم‌هایش را بست. می‌ترسید چشم باز کند و همان بخت سیاهی که هارون گفته بود، به سراغش آمده باشد.

«برنده...»

انتشارات مهرک، رمان نوجوان «آخرین مسابقه» به نویسندگی عطیه‌سادات صالحیان را در ۲۰۴ صفحه برای نوجوانان بالای ۱۳ سال منتشر کرده است.

کتاب «حسنا و ملکه‌های رنگی»

این رمان نوجوان را نسیبه استکی نوشته است و خوانندگان خود را به دنیایی پر از زرق و برق می‌برد که البته باید خیلی احتیاط کنند. داستان این کتاب درباره حسنا است، نوجوانی دوازده‌ساله که خلق‌وخویش مانند بقیه نوجوان‌هاست، اما ماجرا‌هایی که برایش اتفاق می‌افتد آن‌قدر‌ها هم شبیه بقیه نیست. او که عاشق بدلیجات و چیز‌های زرق و برق‌دار است، ناگهان خود را در دنیای ملکه‌ها می‌بیند؛ شهری که پر از جواهر و لباس‌های دنباله‌دار و بی‌نظیر است. روی تمام تاج‌های ملکه، سنگ‌های قیمتی برق می‌زند. تازه این همه قصه نیست، از در و دیوار قصر گرفته تا صندلی و بشقاب و حتی لیوان‌ها، همه از جواهرند. به نظر می‌رسد اینجا همان دنیای ایده‌آل حسنا باشد؛ اما ماجرا‌ها طور دیگری پیش می‌رود.

در بخشی از متن کتاب «حسنا و ملکه‌های رنگی» می‌خوانیم:

حسنا تنها وسط تالار لباس‌ها ایستاده بود. جلوتر رفت و به قسمتی رسید که پر بود از کمد‌های جورواجور. درِ بعضی‌هایشان آینه‌ای بود و بعضی، درهایشان از طلا و نقره. سر چرخاند و بالا را نگاه کرد. همه‌جای سقف آینه‌کاری شده بود و او می‌توانست خودش را از آن پایین، توی تک‌تک آن آینه‌های کوچک ببیند. هزاران حسنا از بالا به او نگاه می‌کردند. کمی جلوتر رفت و سرتاپایش را توی آینه بزرگی که روبه‌رویش بود، برانداز کرد. واقعاً زیبا و بی‌نظیر شده بود.

انتشارات کتاب جمکران، رمان «حسنا و ملکه‌های رنگی» به قلم نسیبه استکی را در ۱۷۲ صفحه برای نوجوانان منتشر کرده است.

منبع: مهر

ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.